على آقا نورى
305
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
5 . واقفه « 1 » الف ) مراد از واقفه واقفه در اصطلاح مشهور ، به افرادى گفته شده كه رحلت موسى بن جعفر عليه السّلام را منكر شدند و هيچكس را به عنوان جانشين آن حضرت نپذيرفتند . در فصل قبل گذشت كه پس از درگذشت هريك از امامان در ميان شيعيان بنابر دلايلى ، به ويژه با توجه به انتظارى كه از مفهوم مهدى و قائم داشتند نوعى جريان واقفىگرى شكل مىگرفت . « 2 » اين انديشه بهطور عام هم موجب انشعابات زودگذرى چون : سبائيه ، ناووسيه ، باقريه ، موسويه ، بشيريه ، مؤلفه ، محدثه و حتى فطحيه گرديد . شكلگيرى فرقههاى بزرگ و ماندگارى چون : زيديه ، اسماعيليه و توقف در مرگ افرادى خارج از سلسله امامان شيعه را نيز بايستى به اين پديده راجع دانست . « 3 » كاربرد اين واژه در متون رجالى شيعه نيز گاهى ، و البته با قرينه خاص ، ناظر به معناى عام آن است . با اينهمه متبادر از واقفه ، به عنوان يك اصطلاح فرقهاى و در ميان فرقههاى شيعه « 4 » ويژهء آن دسته از افرادى دانسته شده كه با انكار رحلت امام هفتم از اعتقاد به
--> ( 1 ) . وقف در لغت به معناى ايستادن ، درنگ كردن و دودل بودن در كارى و يا خوددارى از اظهارنظر قطعى در يك مسئله است و اين اصطلاح در علم فرقهشناسى ناظر به كسانى است كه در يك امام خاص توقف كرده و با انكار مرگ امام و يا اعتقاد به رجعت پس از مرگ او جانشين پس از وى را نپذيرند . ( 2 ) . نوبختى ، ص 82 . ( 3 ) . براى اطلاع تفصيلى از اين مهم نك : رياض ناصرى ، محمد حبيب ، الواقفه دراسه و تحليل ، ج 1 ، ص 37 - 69 . ( 4 ) . با مطالعه كتب فرقهشناسى به ويژه فرهنگنامههاى فرقه مىتوان ملاحظه كرد كه اين اصطلاح از جهت تاريخى به برخى از ديگر فرق اسلامى از جمله « واقفه جهميه » كه دربارهء مخلوق يا غيرمخلوق بودن خدا و « واقفه خارجيه » كه دربارهء سرنوشت مرتكب كبيره و نيز واقفه معتزله كه دربارهء خلق قرآن بىطرف مانده بودند و نظريه خاصى را برانداز نكرده بودند اطلاق شده است . ( نك : مشكور ، فرهنگ فرقههاى اسلامى ، ص 200 - 201 ) .